
از پارکخوابی تا حسرتِ امنیت
نامه سودا، تجلّی دردناکِ بیپناهی دختری ۹ ساله است که پس از فوت مادر، تلخیِ آوارگی در پارکها و حرم را چشیده است.
او سه آرزو دارد: «مادر»، «خانه» و «دوچرخه». امّا اوجِ درد آنجاست که او داشتنِ «خانه» را نه برای تجمل، بلکه پیششرطی برای «درس خواندن» و «استراحت» میداند.
این نگاه نشان میدهد که او چقدر عمیق معنای امنیت را بهعنوان پایهی پیشرفت درک کرده، امّا از آن محروم است.












